جهنم وبهشت...
دختر که از پروتستانهای متعصب بود از داماد پرسید:
آیا به مسیح و بهشت و جهنم معتقد هستی؟
جوان پاسخ داد: خیر من اعتقاد چندانی ندارم.
دختر گفت: متاسفانه نمی توانم خود را به ازدواج با شما راضی کنم
جوان پاسخ داد: اعتقادات شخصی هر کس مربوط به خود اوست, و ربطی به شما ندارد.
دختر گفت: بهتر است با مادرم مشورت کنم. او با مادرش مشورت کرد و گفت: مادر, خواستگار من از همه نظر خوب و پسندیده است ولی یک نقطه ضعف دارد و آن این است که اعتقادی به جهنم و بهشت ندارد چه کنم؟
مادر دختر گفت: مانعی ندارد. تو با او ازدواج کن بعدها ما عملا وجود جهنم را به او اثبات خواهیم کرد!!!!!
زندگي آتشگهي ديرينه پابرجاست گر بيفروزيش رقص شعله اش تا هر كران پيداست ورنه خاموش است و خاموشي گناه ماست